تبليغاتX
وب نوشت استاتیک محمد علمداری
امروز (جمعه ۱۹ آبان) قرار بود با یکی از بهترین دوستانم یک ساعتی پیاده روی کنیم

ساعت ۶ از جردن به سمت خیابان میرداماد حرکت کردم و تقریبا ساعت ۶.۰۵ در کنار حسینه ی ارشاد بودم و دوستم رو دیدم بعد کمی قدم زدن و خوردن بستنی در روز سرد(جای شما خالی) به طرف حسینه ارشاد بازگشتیم در تقاطع میرداماد شریعتی ناگهان صدایی از ان طرف خیابان آمد من و دوستم که مسیرمان آن طرف بود به سرعت نزدیک شدیم دیدیم که یک خانم نیمه مسن با یک پسر جوان بشدت دعوا شده است و و پسر با فحش های رکیک در حال دعوا با زن بود و زن هم مدام میگفت این سابقه دار است ... البته این خانم مشکل اخلاقی داشت اما به هر حال کسی نبود که این هارو جدا کمد در حالی که بسیار ناراحت بودم که پلیس امنیت کجاست کمی با دوستم به سمت پایین حرکت کردیم دوست من هم بسیار ترسیده بود!

کمی پایین تر دقیقا مقابل حسینه ی ارشاد صدای جیغ دختری را شنیدیم ۲ دختر در حالی که در کنار خیابان اصلی مشغول گرفتن تاکسی بودند یک موتور شوار با ۲ همرا ابتدا زد به دست انها سپس فحش داد وپس از آنکه درگیری لفظی زیاد شد موتور سوار ها دور زدند و با پنجه بکس(وسیله ای غیر قانونی که حمل آن جرم دارد چه برسه به استفاده آن)*۱ به صورت یکی از دختر ها کوباندند و فرار کردند

مردم به دنبال موتور سوار ها دویدند اما آنها فرار کردن پلیس امنیت کجاست؟

جمعه روز تعطیل در کنار یکی از معروف ترین خیابان های تهران با آن همه تردد کجاست پلیس؟

بسیار ناراحت به منزل بازگشتم در حالی که در سر کوچه خود ما در جردن کمی آن طرف تر از میرداماد یک ماشین استیشن و تعدادی پلیس جلوی جوان ها را می گرفتند!!!!!

کدام برقراری امنیت است؟ گرفتن جوانها؟ یا جمع کردن ارازل و برقرار امنیت خیابانها؟

جواب شما خوبان را لازم دارم

تا بعد

۱* قانون جزای عمومی جلد ۱

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 20:47 توسط محمد علمداری |