صبح دوشنبه 6 آذر ماه مهندس علمداری مدیر ام.جی.ای الکترونیک و موسسه توسعه گسترش فناوری اطلاعات و آموزش الکترونیک ایران با ارسال نمابری به واحد روابط عمومی این موسسه اعلام کرد واحد مرکزی خبر ام.جی.ای همچنین مرکز هوشمند ارسال اطلاعات آموزشی به مرکز کامپیوتری ام.جی.ای به مدت 7 تا 14 روز مسدود خواهد بود
علمداری ارائه اطلاعات بیشتر در خصوص این مشکل را به زمانی بهتر موکول کرد
در راه روی مغزم راه می روم امروز خبر تکان دهنده ای رو از یکی از بهترین دوستانم شنفتم حتی فکر کردن به ان خبر چنان حال منو خراب می کنه که احساس یک شکست درونی میکنم برای من که تا به حال به هیچ فردی نگفتم شکست خوردم باید بگویم امروز از خودم شکست خوردم
من در کویری دوست دارم بنشینم و گریه کنم در سکوت کویر خودم را خالی کنم با شن ها حرف بزنم و منتظر باشم با طوفانی که می دانم می اید از این دنیا برم
سخت بود اما شنفتم
دردناک بود اما پذیرفتم
اما از فکر کردن به آن باز هم نابود می شوم
نابودی برای من لحظه ای شده
شکستن من برای خودم یک بازی شده
من در جنگ با خودم باید اعلام شکست کنم
من حالا باید شمشیر را در شن کویر فرو کنم و سر بر دسته آن بگزارم و منتظر طوفان باشم
من با اولین طوفان میروم
به کجا؟ به انجا که دیگر نخواهم دید شکست یک روح در بدن را
استرس ها و نگرانی های دلشوره های عجیب به قدری در من زیاد شدند که احساس خستگی زیادی می کنم
دوستانم به من میگن محمد تو باید استراحت کنی اما کار من خیلی بیشتر از اینهاست که برای اونها استراحت در نظر بگیرم شاید از مشکلات اساسی من زیاده خواهی من باشه این یک اعتراف البته نه زیاده خواهی در پول زیاده خواهی کار و درس من بقدری خودم رو مشغول کار و درس کردم که گاهی از خودم خسته می شوم سفرهای هفتگانه من به قدری زیاد است که فشار ان ها کم کم من رو داره خورد میکنه
همه اینها یک طرف مسائل زندگی یک طرف شاید یکی از بزرگترین سوالات کسانی که من را می شناسند زندگی خصوصی من است
بی شک کسانی که در جریان مسائل شخصی و زندگی من هستند تعداد آنها به نصف انگشتان یک دست هم نمیرسد
دوستان همکاران مخاطبان و شاگردان من همین که بخش درسی و کاری من رو می بینند وحشت می کنند انها بزرگترین نیمه زندگی من رو نمی بینند
نمخوام بگم که در زندگی شخصی مشکلات بزرگی دارم اما در هر زندگی پستی بلندی ها مشکلات و زندگی هایی است
من بیشتر وقت هایی که کار میکنم به خیلی چیز های دیگه هم فکر می کنم به مسائل و مسئولیت هایی که شاید یک ادم 10 سال بزرگتر از من هم انها را نداشته باشه
بعضی روزها واقعاً به مرز صفر مطلق میرسم صفر به نشانه ارور خستگی شدید
خواب کم زندگی شلوغ کار زیاد درس بسیار بیشتر از زیاد .......
الان هم از خودم شکست خوردم
منتظر طوفانم یک طوفان داغ که من را ببرد
نظر شما چیست؟