تبليغاتX
وب نوشت استاتیک محمد علمداری
نوشته زیر فکس مدیر روابط عمومی ام.جی.ای به دفتر شخصی محمد علمداری در تهران است که عینا(بدون کوچک ترین تغییری) در زیر می خوانید:(نظر او به نوشته هفته گذشته من)


آینده در دست محمد علمداری چگونه است؟

اگر محمد علمداری را نمی شناختم شاید باور شکست او برایم قابل قبول بود اما من او رو خوب می شناسم در بدترین شرایط هم حرف از شکست نمیزنه حتی در مواقعی که بسیار هم کار های شرکتی که مدیر عامل شرکت خودشه در شرایطی که برای همه پیداست یک طرح شکست خورده حرف ازشکست نمیزنه سریعا طرحی جایگزین رو مطرح می کنه و چون معمولا بسیار مشغول کاره طرح های جانشین اون جلوی شکست رو میگیره اما نمی دانم چطور بدون هیچ مقدمه ای اینبار حرف از شکست زد .

من ۴ شنبه بلاگ اون رو خوندم اما ۲ روز تمام فکر کردم چگونه شده که اون یکباره به بن بستی رسیده که شکست خورده البته بهانه هایی که اورده به نظر من درست نیست و رد گم کنیه برای اینکه اصل ماجرا مشخص نشه چرا که حرکی محمد رو میشناسه میدونه اون الان چند ساله که دچار چنین فشار هایی هست و من هم مطمئن هستم اون از این چیزها زیاد ناراضی نیست اما گفتن این کلمه از اون منو حسابی گیر انداخته.

البته من منکر فشار های و سفر های اون نمیشم مثلا از خاطرات جالب همین امسال وقتی عید فطر فرا رسید و دولت محترم از ۳ شنبه تا جمعه را تعطیل اعلام کرد محمد سریع به تهران امد و قتی در تماسی از او پرسیدم که مسافرت نمیری؟؟

گفت: من برم مسافرت ؟ مرد مومن من ۷ روز هفته در سفرم ولم کنین بزارین یک مقدار استراحت کنم!

خوب اینم نشون میده که چقدر شلوغ پلوغ دورش اما باز هم نتوانستم به جواب سوالم که چطور یک دفعه اینطوری شده برسم.

در حالی که از سوی خود من اعلام شده بود آخرین کتاب محمد امسال منتشر میشه و حتی طرح جلد کتاب هم آماده شده اما محمد هیچ توجه ای به انتشار کتاب نداره!

وقتی قرار بود ۳۳ اول کتاب رو منتشر کنیم به من قولش را داد و باز هم من در همه جا اعلام کردم اما باز هم از دراختیار گذاشتن ۳۳ صفحه کتاب به من توجه ای نکرد و هرگاه که درخواست می کردم با جواب هایی نظیر زود است- فعلا لازم نیست -بعدا قرار میدیم من رو می پیچوند!

البته فکر نکنم که این فکس رو به صورت کامل در وبلاگش قرار بده به هر حال من پاسخ خودم رو به نوشته قبلیش میدم!(کامل قرار دادم)

مقاوم باش محمد از تو این حرفها بعید بوده و احساسی تصمیم نگیر!

در ضمن اگر خوانندگان عزیز این نوشه را خوانندند جون هرکی دوست دارید بگید این کتاب فلان فلان شده رو به من بده تا من بد قول نشم و تدارک چاپش رو انجام بدم و ۳۳ صفحه اش رو هم منتشر کنم!

محمد شاد پیروز و تندرست باشی!اگر هم قرار دادی تو سایت خوانندگان هم شاد پیروز و تندرت با شند

۱۱/۹/۸۵


این نوشته رو من بدون تغییر قرار دادم تا علی جان متوجه بشن من سانسور چی نیستم!

در مورد این نوشته من هیچ نظری ندارم و به خوانندگان سپردم نظر به آن را

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 19:54 توسط محمد علمداری |